آش آبادانی
یکی از مواردی که در ابتدای ورودم به ایران به دنبالش بودم، غذاهایی هست که مخصوص اینجاست و اصولا جای دیگری از دنیا نمیشه پیداکرد. یکیش همین عکسیه که گذاشتم. وقتی اصفهان بودم، دایی زحمت کشید و در یه صبح خنک، ما رو به آش آبادانی دعوت کرد. سالها بود این آش رو نخورده بودم. عاشقشم. جاتون خالی، انقدر خوردم که باد کردم. ما تو استکهلم، خیلی چیزای ایرانی داریم ولی با این وصف جای نون و یه همچین آشی واقعا خالیه. راستی هنوز فرصت نشده برم یه کله پاچه بزنم. امیدوارم وقت بشه که برم!
2 نظر:
ای گفتی مخصوصا اش مقدم . اخر خیابون برق تو امیری
هوس کرذم دلم تنگ شد واسه ابادان
چند روز پیش داشتیم به یکی ار بلگرا میگفتم یک یاز ابادا ن امد بگی واسم سمبوسه بیاره و اش
نوش جونتون!
بعد از اونهمه تلاش واقعا میچسبه!
من توی سمینارتون در دانشکده کارآفرینی شرکت کردم و همونجور که انتظار داشتم با انرژی و باانگیزه، نکات مهمی که مدنظرتون بود گفتید...
واز خیلی از اونها نت برداشتم.
ممنون...
ارسال يک نظر
<< صفحه اصلی