Thursday، June 15، 2006

کاریابی در سوئد - بخش اول

قبل از اینکه بیای سوئد انقدر توی گوشت می خونن که سوئد مرکز آی تی اسکاندیناوی ست و یکی از کشورهای پیشرفته دنیا در زمینه آی تی و انقدر باد می شی که فکر می کنی چه خبره. متاسفانه باید اذعان کنم که جو گیر اخبار و اطلاعات ناکاملی شدم که باعث شد در پیش بینی هام اشتباه رخ بده. البته آمار و ارقام اگر به درستی آنالیز نشه و اگر ناکامل باشه همیشه همین طوری میشه و این قضیه وابسته به شخص یا من نوعی نیست.

سوئد جمعیت کمی داره(فقط 9 میلیون)، عملا شهرهای شمالیش هیچ خبری نیست و به جز شهرهای معروفش بقیه شهرها اصلا به حساب نمیان که البته این دلایل مختلف داره. به عنوان مثال در کنفرانسی شرکت کرده بودم که آینده اینترنت در سوئد رو مورد بررسی قرار می داد و سخنران درباره مشکلاتی که در شمال سوئد برای ایجاد زیرساخت اینترنت و ایجاد شبکه های فیبر نوری بود، صحبت می کرد. مثلا می گفت ما از جایی سخن می گیم که تراکم انسان به ازای هر یک کیلومتر فقط چند نفره! طبیعتا در چنین جایی عملا در دسترس قرار دادن اینترنت برای همون عده محدود کاریست بسیار سخت و همراه با مشکلات فنی و مالی.

با اینکه تمام سوئدی ها انگلیسی رو به فصاحت و بلاغت تمام صحبت می کنن و با لهجه بسیار عالی، اما عملا اینجا همه چیز به زبان سوئدیه چه در نگارش و چه در گویش. این شاید یکی از آزار دهنده ترین مواردیست برای یک دانشجوی خارجی که قراره اینجا برای مدتی زندگی کنه. این مساله هم باعث ناراضی بودن دانشجویان داخل اتحادیه اروپا و هم خارجی های مقیم قاره های دیگه س.

دو ماهه که به هزار بدبختی و با کمک ترجمه یار یه چندتایی سایت کاریابی سوئدی پیدا کردم و شروع کردم به ثبت نام و دنبال کردن پروسه کاری. متاسفانه ندانستن زبان سوئدی از طرفی باعث شده که من به هیچ عنوان نتونم برای کارهای با تم بیزنس مثل مدیر فروش، یا مارکتینگ یا حتی در حد یک فروشنده ساده اقدام کنم. و علی رغم اینکه فکر می کردم در زمینه مهندسی و تخصصی رشته فوق لیسانسم که شبکه های کامپیوتری و امنیت شبکه هست می تونم کار پیدا کنم، اما این تیرم هم به سنگ خورده و باز ندانستن زبان سوئدی یک دیواری در جلوم قرار داده.شاید بگید خب چرا زبان سوئدی یاد نمی گیرم. طبیعتا جوابش مشخصه. در ابتدای ورودم سعی کردم این کار رو انجام بدم اما متاسفانه بسیار درگیر مسائل درسی و جنبی و شخصی شدم که هیچ گونه وقتی برای من نمی گذاشت که بخوام روی زبان سوئدی تمرکز کنم.

از سوی دیگر با هم صحبتی با سایر دوستان و جمع آوری اطلاعات به این نتیجه می رسیم که متاسفانه چه در زمینه کار، چه در زمینه پیدا کردن تز در در داخل یک شرکت همیشه سوئدی ها ولو با نمرات کمتر، ولو با داشتن تخصص کمتر، شانس بیشتری برای دریافت کار دارن تا یک خارجی مقیم سوئد و بدتر از اون یک دانشجوی خارجی با ویزای موقت که سوئدی هم بلد نباشه.

جنگ سختی رو آغاز کردم. بعد از مسافرت از آلمان متاسفانه می خوریم به تعطیلات تابستونی سوئد که عملا این طور که بوش میاد همه می رن مسافرت و همه چیز رنگ و بوی تعطیلات می گیره تا اواسط آگوست که همه برگردن سر کار و زندگیشون. امید دارم که بتونم تزم رو توی یه شرکت بگیرم. تنها راهش هم در شرکت های بزرگه. بهترین کار اینه که الان استراحت کنم و در اوقات فراغت تابستون روزی 4 تا 6 ساعت وقت بگذارم برای کارهای عقب مانده ای که در تمام این مدت انجام ندادم. باید برای کارهام اولویت بندی کنم و گرنه بازم اوضاعم خراب میشه. امیدوارم یار هم این چیزا رو درک کنه. بسیاری مواقع برای رسیدن به یک هدف بایست از خیلی موارد دیگه چشم پوشی کنی. همه ما انسانیم و دارای محدودیت زمانی، مکانی و صد البته جسمی و روحی.

برچسبها: , ,