Saturday، December 29، 2007

کریسمس خشک

فکر می کنم نه تنها من بلکه برای بسیاری کریسمس بدون برف و سپیدی بی معنا باشه. من از کودکی کریسمس رو با درخت کاج با برف پوشیده شده و سورتمه هایی که باهاش سر می خورن و صد البته بابا نوئل چاقالو می شناختم. از جهتی در ذهن اکثریت مردم وقتی صحبت از سوئد میشه سه چیز بیشتر از بقیه موارد به ذهن خطور می کنه: اولی دموکراسی پیشرفتهُ دومی هوای سرد و سومی آدمهای بور و قدبلند. سوئد چون کشور درازیه در نقشه بنابراین نمیشه یه نسخه راجع به آب و هواش پیچید بنابراین راجع به استکهلم می گم که در قسمت جنوبی سوئد واقع شده.

من چون عاشق برفم و واقعا زمستون رو دوست دارم خیلی برام مهمه که کی برف میاد و کی شهر سفیدپوش میشه. دلمون هم خوش گفتم که میام اینجا و حسابی حال می کنیم اما از اونجا که در قرن بیست و یکم تمام معادلات و پیش فرضهای بشری به اندازه تف کف دست هم ارزش نداره قضیه ‍آب و هوا هم مستثنی نیست. شک ندارم به دلیل گرمای جهانی و افزوده شدن دمای کره زمین این اتفاقا داره می افته. نتیجه این میشه که امسال توی استکهلم شاهد یه کریسمس زشت بدون برف هستیم. پارسال هم که یه برف به زور دم دمای کریسمس و سال نو اومد. خب به هر حال اینم دلیلی که من همش در حال غر زدن باشم و آه و ناله کنم!
ُ
دوبلین که کلا برف نداره و باد و بارونه ولی کلا چهره شهر از اول دسامبر حسابی خوشکل شده بود و من همه وسط شلوغ پلوغی ها رفتم برای خودم خرید که شیک و پیک بشم. بعدشم چند روز مرخصی داشتم و با چسبوندنشون به تعطیلات کریسمس دو هفته زدم تو رگ و برگشتم استکهلم نازنین که استراحتی بکنم. تو سال جدید هم مهمان شهری خواهم بود که هرکی رفته ازش تعریف کرده.

توی استکهلم همیشه برای من کاری هست که انجام بدم. یا مهمانی دعوت میشم یا پارتی هست و یا کنسرتی که بریم. کنسرت گوگوش و مهرداد رفتم با اون بلیط بسیار گرونشون هرچند که بلیط رو مهمان شده بودم. مهرداد رو بهم گوشزد کرده بودن که اصلا صدا نداره ولی خب واقعا فکر نمی کردم تو استودیو انقدر میشه صدای یه خواننده رو خوب کرد. در یک کلام صداش مزخرف بود و بهتره که به شغل اصلیش که ‍آهنگ سازیه برسه. اما گوگوش شاهکار بود. عجب صدایی. نمیشه با چند خط تعریفش کرد.لباسهایی هم که برای سن عوض می کرد واقعا بهش میومد و زیباش می کرد.


خوشحالم که حتی تو تعطیلات هم می تونم کارهای مفید انجام بدم و خودم رو آماده کنم برای یه دوره کاری پرتلاش. امیدوارم که این سرماخوردگی لعنتی که از دیروز گرفتارم کرده هم دست از سر کچل من برداره. سال ۲۰۰۷ میلادی سال بسیار خوبی برای من بود اما خب مشکلات و سختی های بسیاری رو هم پشت سر گذاشتم. اصولا کارنامه خودم رو با نوروز باستانی ایران عزیزمون می بندم و جمع بندی ها بمونه برای نوروز. پیشاپیش سال نو میلادی رو به همه شما تبریک می گم مخصوصا ارمنی های خوبمون که دین و آیینشون هم پیرو این ایام هست

برچسبها:

Friday، December 21، 2007

آرزوهای گیکی

علیرضای مجدیدی صاحب وبلاگ یک پزشک من رو به بازی "آرزوهای گیکی" دعوت کرده که من هم این دعوت رو اجابت می کنم.

۱- دوست دارم دنیای آینده همه چیز بی سیم باشه و به هیچ عنوان از سیم و کابل به عنوان رسانه مبادله اطلاعات استفاده نشه. حتی برق هم دوست دارم که بی سیم بشه و دیگه نیازی به سیمهای برق نباشه

۲- اینترنت به طور کامل ۳ بعدی بشه و حتی بو و لمس هم از طریق اینترنت رد و بدل بشه.

۳- تمامی وسایل مورد نیاز بشر و اجسامی که در زندگی روزمره بشر وجود دارند بتوانند به همدیگر متصل بشوند و با همدیگر تبادل داده کنند. مثلا یک قوطی لوبیا بتونه اطلاعات مورد نیازش رو از پایگاه داده سلامتی من از روی موبایل بگیره و به من یادآوری کنه بر اساس میزان مواد تشکیل دهنده اش، من به چند تا قوطی نیاز دارم.

۴- تمامی وسایل الکترونیک شخصی مورد نیاز روزمره یک انسان در یک گجت خلاصه بشن و در واقع در قطع یک موبایل کوچک دربیان. این موبایل کوچک قابلیت این را خواهد داشت که به صورت تاشو در حد یک لپتاپ ۱۳ اینچ امروزی بزرگ بشه.

۵- تبلیغات در سطح شهری به طور کامل حذف بشه و جاش هرکسی از عینکی استفاده می کنه که تبلیغات دیجیتال پخش شده از یک ایستگاه کوچک تبلیغاتی در صفحه عینک رو نشان میده. این عینک به پایگاه داده اصلی تمام اطلاعات من وصله و بر اساس نیاز و علایق من تبلیغات رو برای من نشون میده.

۶- نابینایی و سایر نارسایی های عضوی بدن به طور کامل با تلفیق ژنتیک و کامپیوتر حل بشه.

۷- تاسیس زنجیره ای کتابخوانه های تماما دیجیتال در ایران که به واقع پاتوقی باشه برای نوجوانان و جوانان علاقه مند به آی تی. از کافه های علم بگیر تا مطالعه اینترنت و کتابهای الکترونیک، آخرین فناوری های کامپیوتر و آی تی

۸- آرزو می کنم تمام مردم دنیا این امکان رو داشته باشن که تا آخرین مقطع تحصیلی دانشگاهی که می تونن ادامه بدن و همه چیز تحصیل براشون مجانی باشه. طبیعتا اینترنت پرسرعت، امکانات آموزش از راه دور و لوازم کامپیوتری بسیار ارزان قیمت لازمه این کار هستند.

۹- گوگل یک دیتا سنتر در کره ماه تاسیس کنه

۱۰ - یک لپتاپ، یک دسکتاپ پرقدرت و ۳ مانیتور و ۳ سال وقت تا در نقش یک هکر کلاه سفید هرچی هکر کلاه سیاه بود رو آش و لاش می کردم و به دام می نداختم.این آرزو از کودکی همراه من بوده. شاید هرگز بهش نرسم چون وقتم بسیار محدوده و دست سرنوشت من رو داره به سمت دیگری می بره. چی کار کنم دیگه جون تو جونم کنید عاشق امنیت شبکه هستم.

من از بچه های عصرونه، سلمان ، فارستک برای شرکت در این بازی دعوت می کنم.

برچسبها:

Wednesday، December 5، 2007

گوگُل

تا به حال فکر کردید که اصلا معنای گوگل چیست؟

قضیه از اینجا آغاز میشه که وقتی لری و سرگی(بنیانگزاران گوگل) دنبال اسمی برای موتور جستجشون بودن، یه روز لری میره پیش دوستانش توی استانفورد که مشورت بگیره. پیشنهاد واژه گوگُل داده میشه اما وقتی میخوان ببینن که این دامنه آزاد هست که ثبتش کنن اشتباها به جای واژه اصلی که "googol"بوده تایپ می کنن "google". و نام دامنه هم آزاد بوده. لری هم از این اسم خوشش میاد و همون رو ثبت می کنن.

اما خود واژه گوگُل داستانش اینه که سالهای پیش ریاضیدانی از خواهرزاده/برادرزاده 9 ساله خودش می پرسه که اگر بخواد یه واژه بگه که نشون دهنده یه عدد خیلی خیلی بزرگ باشه چی میگه. او هم بعد از مدت کوتاهی جواب میده"گوگُل". گوگل به واقع عدد است معادل 10 به توان 100 یعنی "یک" که جلوش 100 تا صفر بگذارید. جالبه بدونید هیچ چیزی در دنیا وجود نداره که به اندازه عدد گوگل باشه حتی تعداد ذرات موجود در عالم هم از این مقدار کمتر تخمین زده شده. تو خود بخوان عظمت گوگل را!

مقاله در ویکی پدیا

برچسبها:

Tuesday، December 4، 2007

تاریخچه لوگوی گوگل

می دونید اولین لوگو برای گوگل رو کی کشیده و به چه صورت بوده؟ اولین لوگوی گوگل رو "سرگی برین" یکی از بنیانگزارهای گوگل طراحی کرده. همون طور که می دونید در این لوگو یه علامت "تعجب" هم مشابه اونچه که در لوگوی یاهو می بینیم قرار داده. جالب اینه که سرگی این لوگو رو با نرم افزار "گیمپ" که یه طورایی معادل رایگان نرم افزار فوتوشاپ هست درست کرده. این لوگو از نوامبر سال 1998 تا ماه ژولای 1999 در صفحه گوگل قرار داشته و سپس یک هنرمند برزیلی، لوگوی در حال حاضر گوگل رو طراحی کرده.

اما جدای این مساله گوگل یک کاری رو در دنیای اینترنت باب کرد که بسیار جالبه و بهشون میگن doodle. دودل در واقع نسخه گرافیکی تغییر یافته شده لوگوی گوگل به مناسبت تولد یک شخصیت بزرگ و یا یک روز بزرگداشت جهانی و غیرو، هست. جالبه بدونید که گوگل برای این کار یک کارمند رسمی تمام وقت داره که فکر می کنه چی بکشه.البته باید بگم کار اصلی این کارمند در واقع "وب مستر" هست اما در کنارش دودل هم می کشه.

اولین دودل ایده خود لری و سرگی بوده که چون می خواستن برای شرکت در یک مراسم برن جایی، این لوگو رو می گذارن که به بقیه بگن" آهای ملت، اگر سرور از کار ایستاد و یا خرابکاری کرد، ما در مسافرت هستیم و نمی تونیم جوابگوی تلفن باشیم!)

لینکهای مرتبط:

آرم گوگل با نام خودتان بسازید
مقاله تاریخچه لوگوی گوگل در ویکی پدیا
مسابقه طراحی لوگوی گوگل
سری کامل لوگوهای تعطیلاتی گوگل
لوگوهای رسمی شرکت
دنیس وانگ - طراح لوگوهای گوگل

برچسبها: ,

Sunday، December 2، 2007

هدف و ماموریت شرکت گوگل

Google's mission is to organize the world's information and make it universally accessible and useful.


هر شرکتی برای خودش هدفی داره و بر پایه اون هدف، شروع به رشد، نوع آوری و درآمدزدایی می کنه. هدف یک شرکت بسیار مهمه و حتی شرکتهای خدماتی هم وجود دارند که به بنیانگزاران کمک می کنن که یک جمله و یا جمله هایی در بهترین نحو ممکن به عنوان هدف و ماموریت یک شرکت ، بنویسن و البته پول خوبی هم بابتش می گیرن.

ما در گوگل هم برای خودمون هدفی داریم و مانند بسیاری از جنبه های کاری و حاشیه ای گوگل، ساده بودن رو مبنای این هدف قرار داده ایم تا در درک و فهم هر کسی بگنجه. هدف ما در گوگل" مرتب کردن اطلاعات دنیا و در دسترس قرار دادن آن به صورت جهانی و مفید است". اما پشت این جمله ساده، آرمانی بزرگ خوابیده. بگذارید کمی جمله رو بشکافیم.

مرتب کردن اطلاعات دنیا بدین معنا که هر چی اطلاعات مکتوب نوشتاری، صدا و ویدئو و هرگونه دیگر قالبهای اطلاعاتی رو در پایگاه های داده لیست کردن. این شامل میلیاردها دلار سرمایه برای ایجاد دیتا سنترهای مورد نیاز برای ذخیره اطلاعات، استفاده از الگوریتمهای بسیار پیچیده ریاضی برای خزیدن در میان اطلاعات و لیست کردن آنهاست.

بخش دوم تاکید بر مفید بودن و در دسترس بودن به صورت جهانی داره. دو مورد بسیار مهم و اساسی. اینجا دیگه بحث این نیست که چه حجمی از اطلاعات در سرورها ذخیره شده، بلکه هدف اینه که نرم افزار مربوطه( در اینجا موتور جستجوی گوگل) انقدر قوی باشه و از الگوریتمهای پیچیده ریاضی و هوش مصنوعی استفاده کنه که متوجه نیاز کاربر بشه و مفیدترین اطلاعات رو در اختیار کاربر بگذاره؛ بعلاوه اطلاعات باید بدون محدودیت مکانی به دست کاربر برسه یعنی اینکه عملا مرز جغرافیایی برچیده خواهد شد. رویایی که با پدیده اینترنت و دنیای وب به حقیقت پیوست.

گوگل تلاش می کنه که از آخرین تکنولوژی ها و تئوری ها برای رسیدن به این هدفش استفاده کنه و هر روز بتونه حجم بیشتری از اطلاعات رو ایندکس و به همدیگه مربوط کنه. در آینده ای نزدیک گوگل حتی امیدوارست که از طریق تاریخچه کارها و علاقه مندی های یک کاربر، بتونه نتایج بهتری به کار بده و حتی به جاه طلبی های چون جواب دادن به این سوال که "کلید من کجاست؟" پاسخ دهد. دنیای شگفت انگیزی پیش رو خواهیم داشت. یک دنیا با انبوهی از اطلاعات به هم پیوسته مثل یک ماتریکس.

برچسبها: ,