Thursday، July 31، 2008

موتور جستجوی کول

در یکی از سخنرانی های مربوط به کارآفرینی سخنران می گفت که با خودتون فکر کنید که وقتی چیزی رو تولید می کنید بخواید باهاش دنیا رو عوض کنید. حتی اگر ایده عجیب و بلندپروازانه ای باشه. مثلا کی گفته ما دیگه نیاز به یک شرکت تهیه کننده سیستم عامل نداریم. کی گفته گوگل قراره بهترین موتور جستجوی دنیا بمونه و کسی دیگر طرف ایجاد شرکتی برای موتور جستجو نره!

خب همین چند روزه ولوله ای در دنیای وب ایجاد شده و خبر اینه که عده ای از زوگلرها(کارمندهای سابق گوگل) یک شرکت زدند و موتور جستجوی جدیدی به نام "کول" رو راه اندازی کردند. صفحه کول بر عکس گوگل پس زمینه سیاه داره ولی بسیار ساده و عاری از هرگونه جنگولک گرافیکی است. کول 121 میلیارد صفحه رو اندکس کرده است. این در حالیست که گوگل تعداد صفحات ایندکس شده رو به طور رسمی معرفی نکرده اما شایعه شده که گوگل در حدود 1 تریلیون صفحه وب رو ایندکس کرده.

اونچه که مهمه تعداد اندکس صفحات نیست بلکه مرتبط بودن هرچه بیشتر نتایج یک موتور جستجو با خواسته کاربر است. تک کرانچ وبلاگ بسیار معروف در زمینه کارآفرینی و استارتاپها، فیدبک خوبی از کول نداده و گفته خیلی جای کار داره ولی سایتهای دیگری بودند که از نتایجش راضی بودند. خود من هم که کار کردم نتایج قابل قبولی رو دیدم. در هر صورت یادمون باشه که کول یک شرکت نوپاست هرچند توسط زوگلرهای قدرتمندی بنا شده است اما مدت زمان، هزینه و نیروی کار نیازه تا بتونه با غول جوانی مثل گوگل رقابت کنه. براشون آرزوی موفقیت می کنم و همان طور که اریک اشمیت در یکی از کنفرانسهای داخلی گوگل می گفت: ما در گوگل قرار نیست شرکتی را بکشیم. ما قراره رقابت کنیم و رقابت باعث پویایی میشه. ما دوست نداریم یک بازار تک قطبی داشته باشیم.

موتور جستجوی کول
وبلاگ تک کرانچ

برچسبها: ,



Tuesday، July 29، 2008

تئوری ظرف خیارشور


من سرم شلوغه و همیشه دنبال پیدا کردن وقت اضافه هستم. از این رو یکی از علاقه مندیهام بهینه کردن کارها و صرفه جویی در وقت هست. مطمئن هستم که شما هم در فضای بمباران اطلاعاتی امروز نیز کماکان با کمبو وقت و یا اتلاف وقت دست و پنجه نرم می کنید.

یک ظرف شیشه ای خیارشور رو بردارید و همه محتوایاتش رو خالی کنید. حالا برید توی باغچه خانه و توی این ظرف سنگ های درشت بندازید. خب مثل اینکه دیگه جا نداره. بگردید و قلوه سنگ پیدا کنید و اونا رو هم بندازید توی ظرف. تا اونجا که می تونید توی ظرف قلوه سنگ بچپونید. حالا یه نگاهی به ظرف بندازید. نه مثل اینکه جدی جدی دیگه جا نداره و بیشتر نمیشه فشار آورد. باشه حالا توی ظرف خاک بریزید. تا اونجا که میشه توش رو پر از خاک کنید. از هر ترفندی استفاده کنید تا فضای خالی بین سنگهای بزرگ و قلوه سنگها پر بشه. آهان حالا حتما حسابی یه تکون هم به شیشه دادید و دیگه پرپر شده. عمرا دیگه بشه چیزی توش چپوند!هووم. خب حالا شیر آب رو باز کنید و توی همین شیشه ای که پر از سنگ و خاک شده آب بریزید. می بینید که آب به آرامی وارد شیشه خواهد شد و حجمی از آن را خواهد گرفت.

حالا تصور کن که کل شیشه رو خالی کنی و این بار اول توش آب بریزی تا شیشه کامل پر پر بشه. حالا توش قلوه سنگ بنداز. چی میشه؟ آب از شیشه سر ریز میشه! تئوری ظرف خیارشور یکی از کلیدهای اصلی و مضامین مهم مدیریت زمانه. چی؟ حتما شوخی می کنی؟ خب اگر کمی صبر کنی قضیه رو می فهمی. در این تئوری سنگهای درشت و قلوه سنگ سمبل کارهای مهم و اساسی روزمره و خاک و آب حاکی از کارهای کوچکتر و کم اهمیت تر هستند. چنانچه شما وقتی از صبح که برمی خیزید بدونید که چند کار اصلی رو باید امروز انجام بدید و فقط و فقط در ابتدا روی اون کارها وقت بگذارید(سنگهای درشت رو اول توی شیشه بندازید) وقتی که کارهای اصلی تموم بشه اون وقت می تونید در فضای بین سنگهای درشت، کارهای کوچکتر و کم اهمیت تر رو قرار بدید تا برسید به آب که می تونه اوقات فراغت شما باشه و یا کاری که بسیار وقت کمی از شما می گیره و مهم هم نیست انجام دادنش.

حالا اگر قرار باشه از اول صبح، شیشه رو با آب پر کنید یعنی اول به کارهای کوچک غیر لازم برسید چون تمرکزتون از بین میره طبیعتا نمی تونید روی کار اصلی دقت لازم رو بگذارید و نهایتا انتهای شب به خودتون فحش می دید که امروز هم به بطالت گذشت. دوستانی که اعتیاد اینترنت دارند به این قضیه توجه کنند. چنانچه روز رو با کارهای مهم شروع کنید همیشه وقت اضافه برای کارهای ریز خواهید داشت اما بر عکس آن اتفاق نخواهد افتاد. ظرف خیارشورتو رو هم مراقب باشید نشکنه!

برچسبها: ,



Monday، July 28، 2008

شبکه های اجتماعی و بهره وری


عمر زیادی از شبکه های اجتماعی نمی گذرد. همین چند سال پیش بود که سایتی به نام ارکات بوجود اومد و ما یاد گرفتیم که میشه یک پروفایل برای خود درست کرد و سپس دوستانمون رو هم اونجا به لیست اضافه کنیم. طبیعتا مثل هر پدیده و سایت جدید دیگری هرکسی به نوعی از ارکات استفاده می کرد که عده اکثریت صرفا به خاطر ارضای حس فضولی، وقت تلف کردن، دیدن عکسهای خصوصی دیگران که توسط خود صاحبانش منتشر شده بود، گذاشتن پیغام و به قولی وقت هدر دادن در آن گردش می کردند.

بسیاری به خاطر این قضیه وقت تلف کردن و عدم درک استفاده اصولی از ارکات از این سایت زده شدند. البته در این میان نباید از امکانات محدود آن زمان ارکات هم چشم پوشی کرد که باعث هرج و مرجی در پروفایل یک شخص می شد. اینجا بود که سر و کله شبکه های اجتماعی دیگر پیدا شد.

مای اسپیس، غول شبکه های اجتماعی آمریکایی با دادن سرویس ها و خدمات بیشتر مانند ترغیب به استفاده از موزیک، رادیو اینترنتی، پادکست، آپلود عکس و غیرو باعث شد تا عده بیشتری به سمت شبکه های اجتماعی بیایند و در واقع یک کانال ارتباطی قوی با دیگران ایجاد کنند. در این بین سایتهای دیگری پیدا شدند که سعی کردند بر روی یک بازار و یا مخاطب خاص تمرکز کنند و سرویس های مورد نیاز آنها را فراهم بیاورند که مهمترینشان سایت linkedin است که یک شبکه اجتماعی برای ایجاد پروفایل تخصصی زندگی شغلی شماست.

نهایتا جنگ بین شبکه های اجتماعی با ورود فیس بوک سمت و سویی دیگر گرفت و اساسا به عنوان یک پلتفرم برای وصل کردن شخص دنیای حقیقی به یک آواتار دنیای دیجیتال و تحت پوشش دادن فعالیتهای او آغاز به کار کرد و همین طور که می بینیم داره با قدرت تمام پیش میره تا از سایر شبکه های اجتماعی پیشی بگیره.فیس بوک با آنکه یکی از قدرت های آن ایجاد پروفایلهای تر و تمیز و دادن امکانات مناسب برای چیدمان متعلقات کاربر که شامل گروه ها، عکس ها، ویدئوها و غیرو است اما آمار و ارقام نشون میدن که بازهم کاربران دچار یه دلسردی از این شبکه اجتماعی شدن. این در حالیست که حتما از دوستان خود شنیده اید و یا حتی خود شما گله کرده اید که نه من دیگر هرگز در یک شبکه اجتماعی جدید ثبت نام نمی کنم اصلا به چه درد می خورد و حتی بسیاری هستند که هیچ گونه اکانتی در یکی از شبکه های اجتماعی ندارند. به راستی چرا چنین است؟

جواب سوال شما بسیار آسونه اما متاسفانه بشر چون اصولا به شلختگی و عدم مدیریت زمانی زود عادت می کنه نوع استفاده از شبکه های اجتماعی نیز براش به جای استفاده مفید، عذاب مطلق میشه. از دیدگاه من در یک نگاه برای استفاده از هر سرویس وب دو و یا سرویس اینترنتی به صورت کلی باید از خودتان بپرسید چرا می خواهید از این سرویس استفاده کنید؟ چون همه دارند و شما هم باید داشته باشید؟ چون حضور دیجیتال مهم است و نباید از غافله عقب نماند؟ چون می توانید در یک شبکه اجتماعی با دیگران لاس بزنید و عضو گروه های مورد علاقه تان شوید؟ و بسیاری سوالات دیگر همگی به شما کمک می کنند که بفهمید کجای کار اشکال دارد.

بگذارید مثالی از خودم بزنم. من دوستان بسیاری دارم که در جای جای این کره خاکی قرار دارند. ارتباط تلفنی به دلیل هزینه و یا تفاوت ساعت شبانه روزی مقدور نیست. من این دوستان را در جاهای مختلف آشنا شدم و می خواهم باهاشان در تماس باشم. چگونه؟ راه های قدیمی از چت و ایمیل میشود نام برد اما به دلایلی که از حوصله این بحث خارج است این دو کانال ارتباطی، مناسب برای این کار نیستند. من جایی را می خواستم که بدانم فلان دوستم در چه اوضاع احوالیست(این رو از به روز رسانی موقعیتش در فیس بوک می فهمم بدون آنکه حتی با او چت کرده باشم) من می خواهم بدونم که کجا کار می کنه و یا به چه موسیقی علاقه داره و از این قبیل.

شبکه اجتماعی به من کمک می کنه تا ارتباط خودم رو با دوستانم نگاه دارم و حتی اگر وقت صحبت کردن با اونها رو ندارم اما به یمن نگاه کردن به پروفایلشان متوجه بشوم که در چه وضعی هستند. اینجاست که من برای خودم این سرویس را هدفمند کرده ام. روزی یک بار به مدت چندین دقیقه سرکشی می کنم و چنانچه فکر کنم عکسی و یا مطلبی برای دوستانم جالب باشد آنجا آپلود می کنم و سپس به کارهای روزانه ام می رسم.

در این میان سلیقه و هدف شخص صاحب پروفایل در اینکه چه کسی را دوست بنامد متفاوت است. بسیاری از کاربران هر کسی رو که فقط نامی از او شنیده باشند به پروفایل خود اضافه می کنند. حتما آدمهایی رو دیدید که 500 نفر یا 1000 نفر دوست دارند. مثلا فرض کنید خوانندگان یک وبلاگ رو که بخوان به عنوان دوست به پروفایل نویسنده آن اضافه بشند. اینجاست که کاربر تصمیم می گیره مرزی گذاشته بشه بین علاقه مندان و دوستان و چنانچه شبکه اجتماعی مورد نظر نتونه چنین خواسته ای رو برآورده کنه، باعث ایجاد دردسر برای کاربر خواهد شد. مثلا در فیس بوک می توان با ایجاد یک گروه علاقه مندان رو به سمت عضو شدن در آنجا سوق داد تا به عنوان دوست نادیده به دایره دوستان اضافه کرد. به هر حال این تصمیمی است که شما باید بگیرید و به نظر میرسه در بین کاربران ایرانی قضیه رودربایستی باعث میشه که بسیاری فقط به خاطر اینکه فکر می کنن غیر اخلاقی است، به در خواست شخصی نادیده جواب مثبت داده و او را به عنوان دوست به پروفایل خود اضافه می کنند. بحث من اینجا نوجوانان هم نیستند که طبیعتا دوست دارند با نشان دادن شماره دوستان پروفایل خود به دیگران پز بدهند که آری من 3000 دوست دارم. چرا که نوجوانان به دلیل آغاز هویت بخشی ذاتیشان، در گروه تعریف می شوند و نه به عنوان یک شخص منحصر از این رو آنها سعی می کنند تا آنجا که می شود خودشان را در گروه های مختلف عضو کنند. بحث من اینجا آدمهای بزرگسالی بودند که این قضیه برایشان به طور کل حل شده است.

عصر حاضر، عصر انفجار اطلاعاته و ما هر روزه زیر بمباران اطلاعاتی هستیم. طبیعتا هرچه بیشتر بیاموزیم که چطور از خدمات جدید به سود خود استفاده ببریم، وقت بیشتری را می توانیم برای استراحت در نظر بگیریم. هرچند باید اذعان کنم که بهینه کردن ساعات کاری و وقت کاری ممکنه باعث بشه که در این تله بیفتیم که وقت اضافی را به کارهای جدیدتر اختصاص بدهیم که کاری بس اشتباهه. مدیریت زمانی و قراردادن هرچیزی جای خود بسیار مهمه. مثلا اگر قراره روزی یک بار فیس بوک رو سر بزنید، حتما فقط یک بار سربزنید و یا اگر قراره روزی 10 ساعت کار کنید، بعد از ساعت کاری دیگه هرگز به کار فکر نکنید تا ذهن شما استراحت کنه برای یک روز کاری دیگر.

شبکه اجتماعی فیس بوک
شبکه اجتماعی لینکداین

برچسبها: ,



Wednesday، July 23، 2008

نقشه ذهن


نمی دونم که آیا شما با کاغذ و قلم دوست هستید یا خیر. یا اینکه دفترچه یادداشت کوچکی در جیب دارید که هر وقت چیزی ذهنتون رو مشغول کرده نتایج و یافته های فکرتون رو در میون اتفاقات روزمره در اون یادداشت کنید یا خیر اما اگر این کارها را انجام نمی دهید شما قاتل تفکرات خود هستید.

کاغد و قلم، دفترجه یاد داشت، تخته سیاه و وایتبورد و ماژیک و حتی نرم افزار کامپیوتری برای درج افکار ابزار اولیه رشد و نمو دادن یک ایده هستند. برای همین است که در شرکتی مانند گوگل تاکید صدر در صد بر این دارند که در راهرورها و تمامی اتاقها وایتبورد نصب شده باشه تا کارمندان گوگل بتونن در هر زمان تفکراتشون رو بکشن و یا دیگران بحث کنند. نوشتن و کشیدن تفکرات و ایده ها روی یک تخته و یا کاغذ باعث میشه تا شما بتونید یک تابلو از افکارتون رو جلوی چشمتون ببینید و چون بینایی بسیار برای انسان حس مهمیه و به قولی ارزش یک تصویر هزاران برابر وازه هاست، از این رو در شرکتها تاکید بسیاری میشه بر کشیدن و نوشتن روی تخته. همچنان به دیگران هم اجازه میده که بتونن ارتباط بین ایده ها و جزئیات آن را به صورت مکتوب ببینند و به جای اینکه برای هر شخص شفاهی توضیح دهید کافیست که چنین تابلوی افکاری را با دیگران به اشتراک بگذارید

بحث اشتراک شد پس حتما باید یه ربطی به وب دو داشته باشد! یکی از تکنیکهای نگارش افکار و دسته بندی آنها "نقشه ذهن" هست که شما یک عنوان اصلی رو انتخاب می کنید و سپس بهش زیر شاخه می دید و اونگاه برای هر زیر شاخه، ویژگی و خصوصیات و خلاصه آنقدر ریز می شوید تا شمای ایده شما معین شود. به یمن اینترنت و وب 2 سرویس های تحت وبی ارائه شده اند که در دادن خدمات اولیه کاملا رایگان هستند و شما یک قرون هم از جیب نمی پردازید و از این میان من عاشق سایت mind meister هستم.

در این سایت شما می توانید یک نقشه ذهن درست کنید و آنرا با دیگران به اشتراک بگذارید(در حالت اینکه فقط بیننده باشند یا بتوانند حتی آن نقشه را دست کاری کنند) و یا اینکه این نقشه رو فقط خصوصی برای خودتون داشته باشید. می توانید آن را به صورت خروجی پی دی اف و یا تصویر دانلود کنید. پس از ایجاد شاخه های تصویری افکارتون می تونید براشون آیکون بگذارید و یا حتی لینک گذاری کنید و حاشیه نویسی کنید.

این سایت رو میشه همچنین به صورت آفلاین کار کرد اما متاسفانه این قسمت از سرویسشون مجانی نیست. اما چنانچه می خواهید از یک نرم افزار متن باز و رایگان استفاده کنید که دقیقا همین امکانات رو دارد نگران نباشید چون نرم افزار "فکر آزاد" در خدمت شماست. عادت کنید افکارتون رو یاداشت کنید. چرا که هم مرجعی برای آینده خواهد بود و هم آنها را به صورت مکتبو خواهید داشت که بتونید به مرور زمان روشون کار کنید. به عنوان مثال یک نمونه ساده از نقشه ذهن من رو درباره کارآفرینی هم براتون گذاشته ام

مدخل نقشه ذهن در ویکی پدیا
سایت mindmesiter
نرم افزار رایگان "فکر آزاد"
نقشه ذهن من از کارآفرینی و راه اندازی شرکت

برچسبها: , , ,



Tuesday، July 22، 2008

friend feed

در یک اصل کلی من زمانی از یک سرویس اینترنتی استفاده می کنم که نیازش داشته باشم و از سر کنجکاوی و یا بیکاری کاری انجام نمیدم چون وقتم بسیار محدوده و از اونجا که به بهره وری بسیار علاقه دارم و بهره وری باعث میشه که تقویم کاری آدم سبک تر بشه و وقت آزاد بیشتری پیدا کنم طبیعتا همیشه دنبال سرویس های اینترنتی می گردم که کارم رو آسون تر کنند.

من خبر راه اندازی سایت فرند فید و گسترش سرویس هایش را از همان ابتدا دنبال می کردم اما تا همین چندی پیش منتظر بودم که اولا سایت پایداری بهتری پیدا کنه و خدمات بیشتری بهش اضافه بشه و دوما خودم هم کمی وقت داشته باشم ببینم چطور این سایت می تونه به من کمک کنه ضمن اینکه خطر اعتیاد هم همواره در گوشم زنگ می زد.

شما حتما اکانت تویتر من را دیده اید. و همچنین من مطالبی را که در طول روز می خوانم و در زمینه های بسیار متنوع است را با شما از طریق صفحه عمومی خودم درگوگل به اشتراک گذاشته ام. در ثانی من اینجا وبلاگ هم می نویسم و در سرویس های دیگر اینترنتی مثل فلیکر و یا لست اف ام عضو هستم. حال اگر شما علاقه مند باشید که بدانید من در تمام این سرویسها چه می کنم و چه چیزهایی را به روز رسانی می کنم چاره چیست؟ یا باید به تک تک این سایتها بروید و اکانت من رو ببینید که کاریست بسیار طاقت فرسا. چه خوب بود که شما می توانستید در یک جا همه فعالیتهای آنلاین من رو ببینید و این همان ایده فرند فید است.

در حساب فرندفید من ، شما می توانید ببینید که در تویتر چه چیزی آپدیت کرده ام و یا در حال گوش دادن به چه موسیقی در لست.اف ام هستم و یا چه مطلبی را در گوگل اشتراک کرده ام. در ثانی شما می توانید راجع به هر کدام از این موارد به روز رسانی،کامنت هم بگذارید و نظرتون رو بگید. همچنین چنانچه یک به روز رسانی را دوست دارید آن را"لایک" کنید. یعنی اینکه من این مطلب را پسندیدم و این به دوستان شما در فرندفید کمک می کنه که بفهمن چه مطلبی رو شما پسندیدید و ممکنه مورد توجه اونها هم قرار بگیره.

فرندفید بهره وری رو بالا می بره البته اگر درست استفاده بشه. من توصیه می کنم که اگر علاقه به فعالیتهای من در اینترنت دارید و می خواهید همه اش را یک جا داشته باشید حتما یک حساب کاربری فرندفید بسازید و من رو هم به جمع دوستانتان اضافه کنید. همچنین برای اینکه به راحتی تمام آپدیتهای دوستانتان را ببینید می توانید از نرم افزار alert thingy استفاده کنید. این نرم افزار هرگاه که شما و یا دوستانتان چیزی را به روز رسانی کنید، به شما گوشزد می کند و شما را مطلع می سازد.

اکانت فرندفید من
نرم افزار alert thingy

برچسبها: , ,



Monday، July 21، 2008

سال 2012 پایان دنیا


در تقویم مایاها پیش بینی شده که سال 2012 انتهای دنیاست. عده ای تصور می کنند که در واقع در این تاریخ یک تغییر کلی در ساختار دنیا اتفاق می افته و دنیا به طور کل دگرگون خواهد شد. گروهی آن را خوشبینانه می پندارند و سمت و سوق زندگی بشر رو به صلح و آرامش و معنویت و گروهی دیگر این تاریخ رو همزمان با یک سری گرفتاری ها برای بشر می دانند. مشکلاتی از قبیل یک جنگ اتمی، بلایای طبیعی بسیار وحشتناک و یا نابودی نسل بشر.

قسمت جالب ماجرا اینه که فقط در تقویم مایا نیست که چنین پیش بینی هایی شده و در جاهای دیگر هم می توان ردپایی از این قضیه توسط پیش گویان دیگر ملیت ها از زمان های بسیار دور دید. چیزی که این بین جالب بود شرکتی آمریکاییست که به واسطه پیش بینی بیشتر بازار و اقتصاد حدود 10 سال است که اینترنت را توسط نرم افزار خزنده خود و عنکبوت وب پویش می کنند و جالب اینکه یه سری از پیش بینی هاشون هم دقیقا درست از آب در اومده مثلا قضیه سونامی رو پیش بینی کرده بودند. حالا هم نرم افزار پیشگوشون پیش بینی کرده که سال 2012 اتفاقی بزرگ خواهد افتاد و سال ویژه ای در تاریخ بشریت خواهد بود. همگی یادتون هست وقتی می خواست سال 2000 برسه چه شایعاتی رد و بدل می شد؟ من قضاوتی نمی کنم و این پست رو تقدیم می کنم به تمام علاقه مندان مباحث هیجان انگیز و شگفت انگیز.

کلیپ سال 2012 روز پایان
ویدئو سری مستند 2012 روز پایان
وبسایت رسمی درباره بقا در سال 2012

برچسبها:



Saturday، July 19، 2008

داستان خر و صاحبانش


یک روز پدر و پسری می خواستند از ده خود به آبادی مجاور بروند از این رو کره خر خود را برداشتند و حرکت کردند. در ابتدا خر جلو می رفت و پدر و پسر پشت او در حالیکه مشغول حرف زدن بودند حرکت می کردند. یک هم ولایتی آنها را دید و گفت: آخه آدم عاقل. خداوند خر را آفریده که برای انسان کار کند. این چه کاریست که شما دو نفر راه می روید و این خر بدون سوار مانده است. پدر و پسر نگاهی بهم کردند و آنگاه پدر سوار خر شد و پسر پای پیاده. چندی نرفته بودند که مردی دیگر را دیدند. او خطاب به پدر گفت خجالت نمی کشی که تو با جثه قویت(پدر جثه بزرگ تری داشت) بر خر سوار شده ای و این جوان نحیف را پای پیاده همراه کردی؟ پدر از خر پایین آمد و آنگاه پسر سوار بر خر شد.

باز چندی نگذشت که به رهگذری دیگر رسیدند. او با دیدن جوان بر خر و پدر پای پیاده به خشم آمد و خطاب به پسر گفت: ای جوان. خجالب بکش که پدر تو حق بزرگی بر گردن تو دارد و احترام او بر تو واجب است. چگونه است که تو سوار بر خر و او پای پیاده؟ این بار پدر و پسر نگاهی به هم کردند و دیدند چاره ای نیست که هر دو سوار خر بشوند تا دیگر کسی به آنها حرفی نزند. به ناچار هر دو سوار خر شدند و راه افتادند. کمی نگذشته بودند که پیرمردی رهگذر و قوز کرده را دیدند که با دیدن این صحنه فریاد کشید: ای نامردها. مگر نمی بینید که از سنگینی شما، کره خر بیچاره به نفس نفس افتاده است. آخر انصاف هم خوب چیزیست. حیوان زبان بسته گناه دارد. این بار پدر و پسر حسابی کلافه شده بودند. اعصابشان از حرف مردم خورد شده بود. برای دهن کجی به حرف مردم چوبی آوردند و دست و پای کره خررا به آن بستند و آن چوب رو بر دوش گذاشتند و حرکت کردند. چندی قبل از رسیدن به پل آبادی مردم آنها را می دیدند و به بلاهت و احمق بودن این پدر و پسر می خندیدند چرا که تا به حال ندیده بودند کسی خر خود را حمل کند! پدر و پسر نیش خندها را می شندیدند و به خود فحش می دادند تا اینکه به یک پول چوبی لرزان رسیدند. در هنگام عبور از پل تعادل خود را از دست دادند و در بین امواج خروشان رودخانه افتادند و کره خرشان به دلیل بسته بودن پاهایش، غرق شد.

این حکایت غم انگیز ایرانی هاست در قرنهای متمادی و در عرصه های مختلف. یا آنقدر به فکر حرف مردم هستیم که شب تا صبح منتظریم ببینیم چه کسی چه حرف بی ربطی می زند تا همان را بچسبیم و از مسیر زندگی و اعتقادات خود خارج شویم و یا آنقدر توهم خود بزرگ بینی و منم منم کردنمان زیاد می شه که تو گویی آسمان پاره شده و من نوعی فقط از آن پایین افتاده ام. این سوزنی باشد هرچند کوچک به من و شمای خواننده و هر آنکس که می شناسیم. همیشه در چیزی که می خوانید تفکر کنید و منصفانه نقدش کنید

برچسبها:



Tuesday، July 15، 2008

تاریخچه هات میل


پیش گفتار: گفتم که مشغول خواندن کتاب "موسسان در کار" هستم که بسیار مهیجه و هر بخشش رو که می خونم قسمتهای مهمش رو یاد داشت برداری و علامت گذاری می کنم. هر کدومشون هم برای خودش داستان جالبی داره. بد ندیدم که تک تک شرکتهایی را که می خونم چکیده ای از مواردی که نظر من رو جلب کرده اینجا بنویسم. هم برای اینکه برای شمای خواننده مورد استفاده قرار بگیره و هم اینکه منبعی برای خودم باشه. این نوشته ها رو از دست ندهید. دنیای کارآفرینی دنیای بسیار هیجان انگیزی است و بسیار پر دردسر.

هات میل رو که حتما می شناسید. همان سرویس ایمیل تحت وب معروف ماکروسافت. اما این سرویس در ابتدا توسط 2 نفر آغاز شد که مصاحبه کتاب با یکی از موسسان این استارتاپ به نام sabeer bhatia است. او می گوید که تا آن زمان هیچ شرکتی ایمیل تحت وب ارائه نمی کرد و ظاهرا هیچ کسی هم اعتقادی به این امر نداشته. او پس از نوشتن بیزنس پلان با همکار قدیمیش موضوع ایده رو مطرح می کنه و سپس او نیز به این استارتاپ می پیوندد و دو نفری شروع به کار بر روی هات میل می کنند. مساله بسیار جالب اینجاست که چون او از لو رفتن ایده اش می ترسیده به خصوص از شرکت نت اسکیپ که دارای سرورهای پر قدرت بوده اند و تا حدی روی مساله ایمیل مانور می داده اند، مجبور می شده که وقتی میره پیش سرمایه گذاران ایده رو چیز دیگری مطرح کنه که اگر به توافق نرسیده با سرمایه گزار یا مشکل دیگری پیش آمد، ایده لو نرود! و جالبه که به همین طریق می تونن مبلغ 300 هزار دلار به عنوان اولین سرمایه گزاری دریافت کنند!

مساله جالبه دیگر اینه سرمایه گذار اولیشون وقتی ایده به ظاهر اصلی رو می شنوه به اونها این مبلغ رو پیشنهاد می کنه و چون اونا نمی پذیرن و می رن که با بقیه سرمایه گذارها صحبت کنند، شرکت سرمایه گذار اولی به بقیه میگه که این ایده به درد نمی خوره و روش سرمایه گذاری نکنن. این طوری این دو جوان رو مجبور می کنند که چون کس دیگری پیشنهاد سرمایه گذاری نمی ده، برگردن پیش همینها و به اون مبلغ راضی بشند. گاهی اوقات سرمایه گذارها نامردی می کنند.

بارها و بارها پیش میاد که آدمهای بزرگ دنیای آی تی حرفهایی می زنن که بعدها بسیار به ضرر شرکتشون می شه. این دقیقا چیزیه که برای آقای جری یانگ موسس و مدیر عامل فعلی شرکت یاهو اتفاق می افته. در یه برهه زمان وقتی از او راجع به ایمیل بر روی وب سوال میشه ایشون گویا گفته اند که چه کسی آخه به چک کردن ایمیل روی وب نیاز داره؟ همه می تونن ایمیل رو از طریق برنامه ها و نرم افزار نظیر اوت لوک اکسپرس دریافت کنند و برای همین یاهو مدتها بد دوزاریش می افته که چه فرصتی رو از دست داده و خیلی دیر دست به کار میشه.

نحوه مذاکره با ماکروسافت هم جالبه. وقتی که ماکروسافت می فهمه شرکتی هست که بیش از 7 میلیون مشترک ایمیل داره در صورتی که سرویس msn اونها با اون همه امکانات و هزینه فقط دو و نیم میلیون نفر کاربر داره علاقه مند به مذاکره با هات میل میشن. بعد از ملاقات با بیل گیتس در دسامبر 1997، مبلغ 160 میلیون پیشنهاد میشه که با تیزهوشی و فن بیان بهاتیا مبلغ به 400 میلیون دلار افزایش پیدا می کنه و نهایتا به فروش می رسه. تمام این موارد در کمتر از دو سال از زمان تاسیس شرکت اتفاق می افته. این قضیه از زبان خود موسس هات میل اعجاب انگیزه و هرگز تصور نمی کرده در مدتی کمتر از دو سال بتونه این شرکت رو به چنین مبلغی بفروشه.

بهاتیا می گوید که یکی از عوامل موفقیت یک استارتاپ آنجاست که مشکلی را حل کند که مشکل خود موسس آن هم باشد چرا که وقتی آن مشکل را حل می کنی مطمئنا مشکل خیلی های دیگر رو هم حل کردی و همین افراد کاربران اولیه سایت و سرویس تو خواهند بود. او همچنین تاکید بسیار بر بیزنس پلان دارد. البته نظر او این نیست که حتما باید یک پوشه زرق و برق دار و کلی صفحات تلنبار شده حاوی آمار و اطلاعات به سرمایه گذار بدهیم بلکه اگر فقط به سوالات اصلی پاسخ دهیم کافیست. سوالاتی از قبیل اینکه استارتاپ در چه زمینه ایست،چه مشکلی را حل می کند، چگونه می خواهیم از آن پول دربیاوریم، رقیبان ما در بازار چه کسانی هستند، ریسک های پیش رو چه هستند، چه کارمندان و تخصصهاییی برای گسترس کار نیاز داریم و اینکه چه مقدار پول برای رسیدن به هدف نیازمندیم.

در انتها هم به قسمت طنز ماجرای هات میل از زبان بهاتیا می رسیم که در پاسخ به این سوال که ایمیل بر روی وب یک پدیده جدید برای کاربران بود،کاربران آیا به مشکلی بر نخوردند پاسخ می دهد که ما شخصی رو داشتیم که برای چک کردن ایمیلش ابتدا می رفت در سایت یاهو و سپس جستجو می کرد واژه هات میل رو و آنگاه وقتی لینک مورد نظر در بین جستجو می آمد روی آن کلیک می کرد تا برود به سایت هات میل و سپس لاگین کند!این کارها را به جای اینکه مستقیما در نوار آدرس مرورگر تایپ کند هات میل انجام می داده است و وقتی از این خانم می پرسند که چرا این طوری می کنی می گوید چون دوست او همین طریق هات میلش رو چک می کرده و به او نیز چنین یاد داده است!

برچسبها: , , ,



Monday، July 14، 2008

مجله کارآفرینی


به یمن این وبلاگ چندی پیش با دوستی آشنا شدم که زحمات زیادی در تهیه یک مجله می کشد. اشکان گرامی تا به حال سه شماره از به اصطلاح ماهنامه کارآفرینی را به زبان فارسی و فرمت پی دی اف بر روی سایت قرار داده است. کیفیت مقالات قابل قبول است و بر اساس شرایط و ضوابط واقعی حاکم بر ایران نوشته شده است چرا که بسیاری از شرایط اولیه برای راه اندازی یک کسب و کار کوچک در ایران وجود ندارد اما شما می توانید در مجله کارآفرینی ببینید که چطور می شود حتی با کمترین امکانات و دور زدن هوشمندانه بعضی از محدودیتها، بازمم به آرزوتون برسید.

من نمی دانم که چه مراکز کارآفرینی مهمی در ایران و تهران ایفای نقش می کنند و یا چه مجلاتی در این باره بر روی دکه های روزنامه فروشی می رود اما با جستجویی که در اینترنت کرده ام، متاسفانه این مراکز اصلا چنگی به دل نمی زنند و یا آرشیو بسیار ضعیفی برای مراجعه کننده دارند. آیا در ایران بودجه ای برای کارآفرینی اختصاص دارد و یا هر دانشگاه به صورت جداگانه دست به ایجاد یک واحد کارآفرینی می زند؟ تا آنجا که من دیدم آشفته بازاریست اما باید از جایی شروع کرد. دوستانی که علاقه به نوشتن مقاله دارند و یا دستی در کارآفرینی، توصیه می کنم که با اشکان گرامی تماس بگیرند( ایمیل او در مجله موجود است) و با هم دیگر همکاری کنند. او دست تنهاست و نیازمند همکاری شما. این هم موقعیت بسیار مناسب برای علاقه مندانی که واقعا می خواهند آستین بالا بزنند.

آرشیو مجله کارآفرینی

برچسبها: , ,



Saturday، July 12، 2008

founders at work


به تازگی مشغول خواندن کتابی شده ام با نام موسسان در کار که حاوی مصاحبه با بیش از 30 موسس و بنیانگزار شرکتهای معروف اینترنتی دنیااست. مصاحبه گر و نویسنده کتاب سعی کرده که داستان راه اندازی این شرکت های میلیون دلاری رو از زبان موسسانش بشنوه و سپس در قالب این کتاب به نگارش دربیاره. این که بفهمیم یک موسس چه ذهنیاتی و چه مشکلاتی رو در سال اول کار باهاش مواجه بوده بسیار مهمه و راهگشا برای کارآفرینان و موسسان آینده. کارآفرینها از نظر من در چند چیز نقطه اشتراک دارند.

اول اینکه رمز موفقیت هر کارآفرین پشتکارشه و اینکه مثل کنه بچسبه به هدف و کارش. پشتکار بسیار مهمه و اگر کسی بخواد در اولین شکست نا امید بشه طبیعتا هرگز یک کارآفرین موفق نخواهد بود. دومین مساله ای که مهمه جرات عوض کردن مسیر زندگی و ریسک پذیری است. بسیاری از کارآفرینان در زندگیشان ریسک می کنند و این در حالیست که چون اطرافیان آنها از درک این ریسک عاجز هستند فشار روانی زیادی بر کارآفرین میارند. مثلا ترک کار همیشگی و سازمانی کارآفرین و یا قرض کردن از بانک در حالی که سود دهی شرکت آینده هیچ تضمینی نداره و یا کار کردن بیش از اندازه در حالیکه زن و بچه باری بزرگ بر دوش کارآفرین هستند.

اصولا موسسان شرکتی که شرکتهایشان به پولهای نجومی می رسد، یک شرکت را برای رسیدن به پول ایجاد نمی کنند بلکه یکی از هدفهای بسیار بزرگ آنها حل کردن یک مشکل و سرویس دادن به مشتری است. اینکه سرویس دهی و خدمات یک شرکت، لبخند رضایت رو بر لبان یک مشتری بیاره و یا خدمات و کالایی که تسهیلاتی رو برای مشتری بوجود بیاره و یا جهانی رو تغییر بده، رضایت مندی شخصی بیشتری برای این کارآفرینها داره تا اینکه چشمشان هر روز به حساب بانکی باشد.

مساله جالب دیگر اینه که عده بسیاری از کارآفرینها در ابتدا ممکنه اصلا و هرگز فکر اینکه شرکتشان روزی جهانی بشود و به این درجه از بزرگی برسد را نمی کرده اند و به طور کلی گیج بوده اند از درک پتانسیلی که ممکن است ایده شان داشته باشد اما به مرور زمان و بر اساس بزرگ تر کردن تیم و وارد کردن تعداد بیشتری کاربلد، شرکت را گسترش داده اند. اما آنچه که مهم است گام نخستین است که شخصی همت کند و بخواهد ایده اش را به مرحله ظهور برساند و برای رسیدن به هدفش دست به هر راه و کوششی بزند. خواندن این کتاب را به مدیران شرکتها توصیه می کنم.

موسسان در کار

برچسبها: ,



Tuesday، July 8، 2008

تالابها


در بسیاری موارد مملکت ما و مردمان ما از دو چیز رنج می برند اول نداشتن فرهنگ کتاب و کتاب خوانی و دیگری نداشتن فرهنگ تحقیق و نگارش. متاسفانه با این همه پشتوانه فرهنگی و به اصطلاح اهل قلم، کتابهای باقی مانده و نگارش شده در زمینه های مختلف به زبان فارسی از سالیان پیش بسیار محدود است. شگفتا که حتی در صد سال گذشته هم فقر فرهنگی و نداشتن محققان بسیار در اکثریت موارد یک شخص کنجکاو را به بن بست می کشاند. اما در این میان پدیده وبلاگ نویسی در چند سال گذشته در ایران و کلا اینترنت و وب 2 باعث شده که لااقل نسل جوان تکانی به خود بدهد و یاد بگیرد به تولید محتوا و اشتراک گذاشتن آن برای دیگران و آیندگان.

یکی از موضوعات بسیار مهجور در کشور ما، ارزش گذاری و بها دادن به طبیعت و محیط زیست است. متاسفانه خانواده های ایرانی بسیاری هیچ چیز از ارزش محیط زیست نمی دانند و همواره ما در حال آلوده کردن طبیعتی هستیم که به صورت خدادادی در اختیار خاک کشور عزیزمان ایران قرار داده شده است. گواه این حرف انواع آت و آشغالهایی است که در دل طبیعت و کوه ولو شده اند و یا گند زدن طبیعت در روز طبیعت ایرانی که همانا سیزده بدر هست! البته هرگز نباید کاستی آموزش و پروش ما را فراموش کرد که در زمان 12 ساله تحصیل کمترین سطح آگاهی را به کودکان و نوجوان این مرز و بوم درباره طبیعت و حیات وحش ، انتقال می دهند

وبلاگهای سبز چندیست که شروع کرده اند به نوشتن و آگاهی رسانی درباره محیط زیست و حیات وحش. متاسفانه بسیاریشان هنوز و به عادت بسیاری از ایرانی ها فقط در حال غرغر کردن و متهم کردن دیگران هستند بدون اینکه یاد بگیرند برای آغاز هرچیزی نیاز به یک اراده هست و بالاتر بردن سطح آگاهی دیگران و نمی توان دیگران را همیشه با انگشت اتهام نشانه رفت و از سویی یک نفر نمی تواند متخصص همه چیز باشد و این شما هستید که اگر تحصیلات محیط زیستی و یا دغدغه اش را دارید باید اطلاع رسانی کنید.

من اصلا نمی دانستم تالاب چیست! تا اینکه دیدم یک حرکت سبز دوباره در وبلاگستان آغاز شده است و سریعا با گذاشتن لوگوی آن در قسمت سمت راست وبلاگ، حمایتم را آغاز کردم. من به هیچ عنوان نمی دانستم که ارزش اکولوژیک یک تالاب 10 برابر جنگلها و 200 برابر زمینهای زراعی است و یا اینکه از 22 تالاب ثبت شده در ایران، هفت تای آنها در خط قرمز هستند.! من نمی دانستم در کشور عزیزم ایران 1 درصد تالابهای دنیا وجود دارد که با تمام بی رحمی به آنها بی توجهی می شود.

من دو خواهش از نویسندگان وبلاگهای زیست محیطی دارم. اول اینکه تا می توانند مقاله بنویسند و به زبان ساده برای دیگران شرح دهند که اهمیت اکولوژیک طبیعت به شکل های گوناگون در کشور ما برای مردمان ایران تا چه حد مهم است. و دیگر آنکه به جای غر زدن های مدام و فریاد واسلاما به دیگران راه کار نشان دهند. مثلا در مورد تالابها به ساکنین کنار تالابها آگاهی رسانی کنند و یا در ایجاد فرهنگ طبیعت را پاس بداریم کوشا باشند. همین آگاهی رسانی های کوچک ارزش بسیار زیادتری نسبت به شکایات از مسوولینی دارد که گویا هیچ از محیط زیست نمی دانند و یا اصلا برایشان مهم نیست. باید آستین ها را بالا زد.

مقالات مرتبط:
تالابهای کشور در سراشیبی نابودی
شکوه نامه(غر نامه) یک صاحب دغدغه محیط زیست

برچسبها: ,



Monday، July 7، 2008

موبایل ، آینده است


در خلال اینترنت گردی روزانه و خواندن خبرها، به لینکی رسیدم که خبر از تولید لنز برای دوربینهای موبایل می داد. من بارها و بارها در گپ های دوستانه با دیگران بیان کرده ام که آینده از آن موبایل هاست. همین وسیله کوچکی که در دستان بیش از نیمی از ساکنان زمین است!

نگاهی به دور و اطرافتان بندازید و ببنید چقدر گجت های مسخره و دست و پا گیر در اطرافتان وجود دارد. پخش کننده موسیقی، سیستم راهبری ماشین و مکان نمای جی پی اس، دوربین عکاسی آماتور و یا نیمه حرفه ای شما، ریموت کنترل وسایل برقی، وبکم نصب شده بر کامپیوتر خانگی همگی مثالهایی از این نمونه گجت ها هستند. اما فکر نمی کنید در آینده نزدیک تمام این وسایل در موبایل جای خواهند گرفت که وزن بسیار کمی دارد و در جیب شما جا می شود؟ من عمیقا اعتقاد دارم که این اتفاق می افتد.

در حال حاضر هم بعضی از این سرویس ها در موبایل کمابیش ایجاد شده اند اما به خاطر پاره ای مشکلات همچنان شرکت های تولید کننده در حال رقابت و امکان سنجی و یافتن تکنولوژی های جدیدتر برای از بین بردن این کاستی ها هستند. مثلا یکی از مشکلات موبایل ها صفحه کوچک نمایش آنهاست. حتما شنیده اید که یک تیم تحقیقاتی در آمریکا به سرپرستی یک دانشمند ایرانی موفق به ایجاد لنزهایی شده اند که با کار گذاشتن در چشم می تواند یک صفحه اطلاعاتی را در کانون دید چشم قرار دهد مثل فیلمهای علمی تخیلی و آن چیزی که برای هنرپیشه از فضا آمده ترمیناتور با بازیگری آرنولد اتفاق می افتد. در حال حاضر این دانشمند ایرانی بر روی نحوه ارسال اطلاعات از این لنز به یک پردازش گرد مرکزی که در مورد مثال من همان پردازشگر موبایل شماست و از طریق یک پروتوکل وایرلس(بیسیم) مثلا فرض کنید بلوتوث این اطلاعات رد و بدل بشه، در حال تحقیق بیشتر است. به نظر من مشکل صفحه موبایل که بسیاری بر روی آن تاکید دارند در آینده نزدیک به طور کامل حل خواهد شد. این در حالیست که تکنولوژی صفحه های تاشویی که سونی بر روی آن کار می کند را نباید از یاد برد که اگر به مرحله تولید انبوه با قیمت مناسب برسد که حتما می رسد و فقط نیاز به زمان هست، باز هم راه حلی دیگری خواهد بود بر مشکل کوچک بودن صفحه نمایش موبایل.

مشکل دیگری که تولید کنندگان موبایل و شرکتهای غولی مانند سونی اریکسون، نوکیا، اپل و غیرو با آن دست به گریبان هستند مساله باتری و نحوه تغذیه انرژی موبایل است. متاسفانه دانش شیمی در قد و قواره سرعت تکنولوژی و آی تی نبوده و نتوانسته است همچنان مساله تغذیه انرژی رو حل بکنه. بسیار مسخره است که ما نیازمند آن باشیم که هرچند ساعت یک بار موبایل خود را از طریق یک شارژر به برق متصل کنیم و یا فقط به مدت چند ساعت قادر باشیم که با موبایل خود کار کنیم و تماس تلفنی برقرار کنیم. این هم به نظر من در آینده نزدیک حل خواهد شد چرا که چندی پیش خواندم که تحقیقاتی بر روی باتری هایی انجام شده است که تا یک هفته نیاز به شارژ ندارند. پیش بینی من این است که بشر تا سال 2020 به حدی می رسد که منبع تغذیه ای برای وسایل الکترونیکی چون موبایل و لپتاپ پیدا می کند که بدون نیاز به شارژ به مدت یک ماه کار خواهند کرد و در ضمن فرسودگی و داغ کردن باتری های امروزی رو هم نخواهند داشت.

به دنبال پیشرفت بسیار زیاد در سیستمهای مخابراتی و بدون سیم و همچنین کاهش قیمت موبایل ها و قطعات سخت افزاری و از سویی افزاش دانش شرکت های تولید کننده تلفن همراه در مواردی از قبیل کاربر پسنده بودن، زیبایی و همچنین مقاوت سخت افزاری و بهینه سازی نرم افزارهای نصب شده بر روی موبایلها، من پیش بینی می کنم که در آینده نزدیک(تا سال 2015 میلادی) بسیاری از گجت های مسخره امروزی که جای جیب شلوار و کیف ما را تنگ کرده اند همه و همه در یک موبایل خلاصه خواهند شد. به واقع شاید آن زمان واژه موبایل هم برای همیشه به گورستان وازه ای تکنولوژیکی برود و جای آن را به PDA و یا smart phone بدهد چرا که آنقدر قدرت سخت افزاری و نرم افزاری این وسیله کوچک زیاد خواهد شد که عملا یک کامپیوتر کوچک جیبی با قدرت پردازش زیاد را در اختیار کاربر قرار خواهد داد و دیگر واژه موبایل فقط به معنای ارتباط تلفنی نخواهد بود. با تمام وجود منتظر آن سال خواهم ماند.

برچسبها: ,



Tuesday، July 1، 2008

تویترستان

تویتر از سرویس ها و خدمات اینترنتی است که بسیار همه گیر شده است و در کنار سایت اصلی آن ده ها سایت جانبی که اطلاعات و سرویس های گاها عجیب و غریب هم در اختیار شما قرار مید هند، بوجود آمده است. چندی پیش مطلبی درباره تویتر نوشتم و گفتم که شروع کرده ام به استفاده از تویتر. در مطلب جداگانه دیگری هم لوازم مورد نیاز برای اعتیاد به تویتر را در اختیاراتان قرار دادم. من در تویترم سعی می کنم چیزهایی را بنویسم که دیگران هم بتوانند از آن استفاده کنند و یا به تفکر وادار شوند. به واقع کوشش می کنم حتی شرح حال نویسیم هم در قالب آن 140 کاراکتر با معنی باشد و قابل استفاده برای دیگران.امروز می خواهم چند سرویس تویتر را برایتان معرفی کنم که خودم به شخصه استفاده می کنم.

کاوش در تویتر: بخش کاوش تویتر شامل سرویس هایی است که شما می توانید استفاده کنید
خدماتی از قبیل ارسال تویتر از طریق پیغامبر گوگل(جی تاک)، به روز رسانی تویتر از طریق موبایل و همچنین دریافت تویت ها از طریق پیام کوتاه و یک دایرکتوری شامل انواع برنامه های کاربردی که برای تویتر نوشته شده است.

اسپاز: نرم افزار متن باز برای هر سه سیستم عامل مک، ویندوز و لینوکس است که بر اساس تکنولوژی ادوبی ایر کار می کنه. من قبلا تویرل رو معرفی کرده بودم ولی در حال حاضر از اسپاز برای گرفتن آپدیت بقیه و همچنین ارسال تویت هام استفاده می کنم.


آمار تویتر: این سایت که مورد علاقه من هست آمار جالبی راجع به فعالیت تویتر شما می ده. مثلا برای من جالب بود که بدونم بیشترین زمان آپدیت کردن تویترهای من بین ساعت 11 صبح تا 1 بعد از ظهر اتفاق می افته(پس میشه حدس زد که در این مدت من ناهار نمی خورم!) و یا اینکه در ماه مه 121 بار آپدیت کرده ام(روزی 4 بار) و در ماه ژوئن 83 بار(تقریبا روزی 3 تا) و یا اینکه در روز یک شنبه کمترین میزان تویت رو می فرستم.


تویتر از سرویس هایی است که من به محض ارائه آن کمی در کاربردش تامل کردم و بعد از گذشت یک سال نهایتا تصمیم گرفتم که از چه طریق و برای چه منظوری از آن استفاده کنم که از این نظر بسیار خوشحال هم هستم. ایرانی ها خوشبختانه از نظر کمیت در تویتر بسیار فعال هستند و غنایی به تویترستان داده اند اما متاسفانه به مانند وبلاگ نویسی طول می کشه تا تویتربازهای خوب با پستهای جالب بیشتر بشوند. برای من جالب نیست که شما الان می رید دوش بگیرید و یا چایی می خورید ولی جالب خواهد بود بدانیم چه نوع چایی می خورید و یا پیشنهاد کالا بدهید. متاسفانه به دلیل ضعف تویت ها من فقط عده بسیار محدودی رو پیدا کردم که چیزی به معلوماتم اضافه کنن و اونها رو هم دنبال می کنم. بقیه یا حجم تویتهای بی معناشان(البته از نظر من وگرنه خود آنها هم تعداد بسیاری دنبال کننده دارن) برایم اصلا جذاب نیست. تویتر را هدفمند استفاده کنید و اگر خواستید اکانت من را هم دنبال کنید.

برچسبها: , ,