تالابها
در بسیاری موارد مملکت ما و مردمان ما از دو چیز رنج می برند اول نداشتن فرهنگ کتاب و کتاب خوانی و دیگری نداشتن فرهنگ تحقیق و نگارش. متاسفانه با این همه پشتوانه فرهنگی و به اصطلاح اهل قلم، کتابهای باقی مانده و نگارش شده در زمینه های مختلف به زبان فارسی از سالیان پیش بسیار محدود است. شگفتا که حتی در صد سال گذشته هم فقر فرهنگی و نداشتن محققان بسیار در اکثریت موارد یک شخص کنجکاو را به بن بست می کشاند. اما در این میان پدیده وبلاگ نویسی در چند سال گذشته در ایران و کلا اینترنت و وب 2 باعث شده که لااقل نسل جوان تکانی به خود بدهد و یاد بگیرد به تولید محتوا و اشتراک گذاشتن آن برای دیگران و آیندگان.
یکی از موضوعات بسیار مهجور در کشور ما، ارزش گذاری و بها دادن به طبیعت و محیط زیست است. متاسفانه خانواده های ایرانی بسیاری هیچ چیز از ارزش محیط زیست نمی دانند و همواره ما در حال آلوده کردن طبیعتی هستیم که به صورت خدادادی در اختیار خاک کشور عزیزمان ایران قرار داده شده است. گواه این حرف انواع آت و آشغالهایی است که در دل طبیعت و کوه ولو شده اند و یا گند زدن طبیعت در روز طبیعت ایرانی که همانا سیزده بدر هست! البته هرگز نباید کاستی آموزش و پروش ما را فراموش کرد که در زمان 12 ساله تحصیل کمترین سطح آگاهی را به کودکان و نوجوان این مرز و بوم درباره طبیعت و حیات وحش ، انتقال می دهند
وبلاگهای سبز چندیست که شروع کرده اند به نوشتن و آگاهی رسانی درباره محیط زیست و حیات وحش. متاسفانه بسیاریشان هنوز و به عادت بسیاری از ایرانی ها فقط در حال غرغر کردن و متهم کردن دیگران هستند بدون اینکه یاد بگیرند برای آغاز هرچیزی نیاز به یک اراده هست و بالاتر بردن سطح آگاهی دیگران و نمی توان دیگران را همیشه با انگشت اتهام نشانه رفت و از سویی یک نفر نمی تواند متخصص همه چیز باشد و این شما هستید که اگر تحصیلات محیط زیستی و یا دغدغه اش را دارید باید اطلاع رسانی کنید.
من اصلا نمی دانستم تالاب چیست! تا اینکه دیدم یک حرکت سبز دوباره در وبلاگستان آغاز شده است و سریعا با گذاشتن لوگوی آن در قسمت سمت راست وبلاگ، حمایتم را آغاز کردم. من به هیچ عنوان نمی دانستم که ارزش اکولوژیک یک تالاب 10 برابر جنگلها و 200 برابر زمینهای زراعی است و یا اینکه از 22 تالاب ثبت شده در ایران، هفت تای آنها در خط قرمز هستند.! من نمی دانستم در کشور عزیزم ایران 1 درصد تالابهای دنیا وجود دارد که با تمام بی رحمی به آنها بی توجهی می شود.
من دو خواهش از نویسندگان وبلاگهای زیست محیطی دارم. اول اینکه تا می توانند مقاله بنویسند و به زبان ساده برای دیگران شرح دهند که اهمیت اکولوژیک طبیعت به شکل های گوناگون در کشور ما برای مردمان ایران تا چه حد مهم است. و دیگر آنکه به جای غر زدن های مدام و فریاد واسلاما به دیگران راه کار نشان دهند. مثلا در مورد تالابها به ساکنین کنار تالابها آگاهی رسانی کنند و یا در ایجاد فرهنگ طبیعت را پاس بداریم کوشا باشند. همین آگاهی رسانی های کوچک ارزش بسیار زیادتری نسبت به شکایات از مسوولینی دارد که گویا هیچ از محیط زیست نمی دانند و یا اصلا برایشان مهم نیست. باید آستین ها را بالا زد.
مقالات مرتبط:
تالابهای کشور در سراشیبی نابودی
شکوه نامه(غر نامه) یک صاحب دغدغه محیط زیست