جشن تیرگان 1387
از زمان آشنایی من با انجمنی فرهنگی در استکهلم، با بسیاری از جشنهای ایرانی آشنا شدم و با شرکت در این جشنها یاد گرفتم و آموختم که هدف هر کدامشان چیست و به راستی که ما ایرانی ها در سده های پیش، مردمان جشن و شادی و صد البته خوردن بوده ایم.
تیرگان به جشن آبریزگان هم معروفه که ایرانی ها زایش آب رو جسن می گیرند. برای همین من رفتم یه تفنگ آبی بزرگ خریدم که حسابی همه رو خیس آب کنم و تا دلتون هم بخواد سرتای خودم هم خیس شد. تفنگی که خریدم 5 نمونه آب پاشی می کرد و خلاصه مجهز رفتیم که دخل همه رو بیاریم.یار هم برای اولین بار همراه شد که اون رو هم حسابی خیس کردن. این دستبندی هم که می بینید روی بازومه در واقع دست بندی هست که به هفت رنگه و به عنوان دستبند تیر و باد می شناسن و یه جورایی طبق یه مراسم دیگری قراره که آرزوتون رو برآورده کنه.
باری به هرجهت همون طور که می بینید شدیم موش آب کشیده البته هم من و هم یار یک دست لباس اضافه و حوله آوردیم چون که من قبلتر فیلم سالهای پیش این مراسم رو دیده بودم و می دونستم که حسابی خیس می شیم. از اونجا هم که خیلی طرفدار دارم همه می خواستن من رو خیس کنن! آخر سر هم یک پدر آمرزیده یه سطل اب خالی کرد رومون که حسابی حالگیری بود چون اون موقع عملا از جنگ آبی کشیده بودم کنار ولی مثل اینکه تو جنگ اصولا انصاف وجود نداره! خیلی خوش گذشت. جای شما هم خالی و حتما سعی کنید این جشن رو برگزار کنید چرا که جزیی از تاریخ و هویت ماست و نیازی نیست چشم به کارناوالها و فستیوالهای خارجی ها بدوزیم.
برچسبها: تیرگان, جشن ایرانی